نور چشمام سبحان
عزیزترینم سلام ، این روزا مامانی کلی سرش شلوغه و نمی تونه برات بنویسه اما هر از گاهی سری میزنم و برات خاطراتت رو می نویسم تازگیا عادت کردی وقتی میخوای بخوابی باید تکونت بدیم توخونه که میذارمت تو گهواره اما اگه جایی بریم من و بابایی باید تورو بکنیم توی یه ملافه و تکونت بدیم تا بخوابی تازه کلی دردری شدی اگه از صبح تا شب رات ببریم اصلا غرغر نمیکنی و ساکتی قربونت برم تازگیا فهمیده تر شدی و نمیشه سرتو کلاه بذاریم تازه وقتی آقاجون دعوات میکنه میزنی زیر گریه و تا نیاد ماچت نکنه آشتی نمیکنی قربون پسر باهوشم برم دوووووووووووووووستت دارم هوارتا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نور چشمام سبحان
